پخش زنده
English آی‌فیلم2 عربي
7413
-
الف
+

مریلا زارعی: می‎خواهم کُمدین باشم

مریلا زارعی در خصوص کسب سیمرغ جشنواره فیلم فجر با آی‎فیلم گفت‎وگو کرد.

زمانی که فیلم «سربازهای جمعه» ساخته مسعود کیمیایی نمایش داده شد، اهالی سینما مبهوت هنرش شدند. آنقدر به دلشان نشست که سیمرغ بازیگری زن دستاورد این حضور درخشان شد. از همان زمان نامش بر سر زبان‎ها افتاد و آرام آرام ثابت کرد بازیگری برایش تفریح نیست، ژست هم نیست. بازیگری دغدغه جدی اوست.

حالا از آن سال‎ها گذشته و مریلا زارعی به نقش‌های فراوانی جان داده؛ در فیلم «شیار 143» اُلفت را خلق کرد؛ مادری از جنس ناب مادران شهید. برای همین حضور هم منتخب داوران فیلم فجر و مردم شد. در این دوره از جشنواره فیلم فجر هم سیمرغ بهترین بازیگری زن را کسب کرد، برای بازی در نقش زنی شکست خورده.

او بر خلاف نقش‎های اخیرش، پر از انرژی به تجربه‎هایی جدید می‎اندیشد و ما را مهمان آرزوها و حرفهایش می‎کند. بهانه این گفت‎وگو کسب سیمرغ بهترین بازیگری نقش اول زن در سی و پنجمین دوره جشنواره فیلم فجر است.

مریلا زارعی سومین سیمرغ بازیگریش را هم گرفت آن هم برای فیلم «زیر سقف دودی»، اینطور دیده شدن و چنین جایگاهی چه حس و حالی دارد؟

خدا رو شکر... واقعا خدا رو شکر... هیچ کسی از تشویق ناراحت نمی‎شود، به خصوص من که عاشق تشویق شدنم (باخنده) اما خوشحالم که مورد توجه هیات داوران و مردم قرار گرفتم. باید اعتراف کنم گرفتن سیمرغ در کنار لیلا حاتمی عزیز طعم خوش این جایزه را برای من دوچندان کرد، لیلا بازیگر محبوب من است و شیفته بازی های او هستم. بازی در «زیر سقف دودی» تجربه سخت و لذت‎بخشی بود؛ به هر حال این نقش از من خیلی دور بود...

جوایزی که تا به حال دریافت کردید برای نقش‎های واقع‎گرایانه‎ای بود که بازی کردید... مثل بازی در نقش مادر شهید یا بازی در همین فیلم اخیرتان... داستان زنی که در زندگی شخصی‎اش دچار تزلزل شده، ملاک انتخاب کارهای این سال‎ها همین بُعد اجتماعی بوده؟

نمی‎توانم بگویم حتما نقش‎ها باید واقع‎گرایانه باشد تا من درگیر نقش شوم... طبیعی‎است هرچه قدر نقش واقعی‎تر باشد، ارتباط با آن راحت‎تر است؛ اما در نهایت سینما جادوی تخیل و تصویر است، جایی برای تجربه حوزه‎های تجربه نشده و جایی برای شگفتی سازی. برای مثال، اگر روزی نقش فانتزی به من پیشنهاد شود و در مورد آدم‎های فرا زمینی باشد، شاید به دلیل اینکه تجربه نویی است بپذیرم.  فکر کنم حتی مردم هم دوست داشته باشند، اما واقعیتی وجود دارد که مردم با کارهایی که حرف زندگی آنها و حرف جامعه است ارتباط بهتری برقرار می‎کنند و ما هم به دلیل احترام به مردم، از این قبیل کارها استقبال می‌کنیم. در نهایت کاری که برای من چالش جدیدی ایجاد کند و کمک کند توانایی‎های جدیدی در من تقویت شود برایم مطلوب است.

بسیاری از بزرگان بازیگری معتقدند بازیگری همانند گرداب است و بسیاری اوقات بازیگر را اسیر خودش می‎کند طوریکه هنرمند سال‎ها در یک مسیر و یک شیوه بازیگری دست و پا می‎زند. در مورد مریلا زارعی به نطر می‎رسد این اتفاق رخ نداده و شما هر بار در قالب نقشی تازه دیده شده‎اید، این به دلیل تنوع طلبی است یا مراقبتی که از مسیر حرفه‎ای خود دارید؟

خُب من اصلا به گرداب علاقه‎ای ندارم ( با خنده). در زندگی حرفه‎ای و حتی شخصی افتادن در ورطه تکرار روح و روان آدم را در یک دور تسلسل گرفتار می‎کند. بازیگر اگر درگیر نقش تازه‎ای نشود تبدیل به یک کارمند می‎شود که بدون لذت سر کار می‎رود و بر می‎گردد. در حقیقت بازیگری می‎شود شغل و دیگر هنر نیست. خُب این اتفاق که بیفتد، تو دیگر از کارت لذت نمی‎بری و نمی‎توانی برای کارهای سخت خودت را آماده کنی و این همان گرداب آسیب‎زننده بازیگری است. بازیگری بسیار پیچیده است به خصوص در کشور ما. ما خودمان را به کسی پیشنهاد نمی‎دهیم؛ سفارش نقش به کسی نمی‎دهیم که نقش مورد علاقه ما را بنویسد. ما باید مطالعه کنیم، دقت کنیم و انتخاب کنیم. زمان‎هایی هر چه‎ قدر هم که انتظار بکشی کار تازه‎ای به تو پیشنهاد نمی‎شود و مجبوری در همان مسیر همیشگی حرکت کنی و به تکرار بیفتی اما در مورد من فقط خدا رو شکر می‎کنم که شرایطی مهیا شد که به تکرار نیفتم و بتوانم نقش‎های جدیدی را تجربه کنم، خدا را شکر...

از دغدغه‎های تئاتری شما کمابیش آگاهیم، این را هم می‌دانیم که بیشتر کارهای صحنه‎ای شما هم با استقبال مواجه شده؛ با این اتفاقات خوب سینمایی در چند سال گذشته احتمال دارد در صحنه تئاتر هم حضور داشته باشید؟

باور می‎کنید گاهی اوقات پیشنهادات تئاتری من بسیار بیشتر بوده... بسیار به تئاتر علاقمندم اما تئاتر یک ویژگی دارد و آن هم اینکه مثلا شما باید تا شش ماه بعد را برنامه‎ریزی کنی و من نمی‎توانم. من حتی برای روز بعد خودم هم نمی‎توانم برنامه‎ای بگذارم چون نمی‎دانم فردا چه اتفاقی خواهد افتاد. من به عنوان بازیگر حرفه‎ای که در سینما فعالیت می‎کند موظفم از مسیر حرفه‎ای که تا الان داشته‏‎‌ام مراقبت کنم و تصمیمات درستی بگیرم اما از شما چه پنهان این روزها به تئاتر فکر می‎کنم و احتمال دارد سال آینده را با یک کار تئاتری شروع کنم. تئاتر برای بازیگر نقطه عطف است که بار دیگر خود را محک بزند، تمرینات مجدد خود را شروع کند، خود را بازسازی کند... با وجود این همه کار سینمایی، سر سوزنی از علاقه من به تئاتر کم نشده است. 

به نظرم شما علاقمند تجربه‎های متفاوتید... در چند تجربه سینمای کمدی به همراه رضا عطاران خوش درخشیدید اما به یک باره حضور در فضای ظنز متوقف شد...

چه سوال بجایی بود... من عاشق کارهای طنز و کمدی‎ام و اساساً در زندگی شخصی هم به شدت اهل بگو بخند و سرگرمی‎ام. آنقدر این حس در من قوی است و فضایی برای کار طنز نیست که نگران خودم هستم، چرا که دوست ندارم این حس در من منجمد شود. فضای کارهای جدی به شدت بر روی من سایه انداخته و جنس کمدی مرا کمرنگ کرده که خودم هم احساس خطر می‎کنم. اما اینجا با صدای بلند اعلام می‎کنم، من عاشق بازی در کارهای کمدی‎ام و می‎دانم موفق هم خواهم بود... آقایان، خانم ها... لطفا به من کار کمدی پیشنهاد کنید. اگر فیلمنامه خوب باشد با سر قبول می‎کنم ( با خنده).

و اگر پیشنهاد نشد...

خودم دست به کار می‎شوم. اصلا بعید ندانید. آنقدر این حس در من پر رنگ است که خودم شروع می‎کنم، فیلمنامه‎ای می‎نویسم و حتی شاید هم بسازم... اصلاً بعید نیست اما امیدوارم تا آن موقع پیشنهادهای خوب داشته باشم.

شاید خیلی از دوستداران شما اطلاع نداشته باشند که روزگاری شما در رادیو فعالیت داشته‌اید، برای شما که به دنبال تنوع و تجربه‎های متفاوت هستید  کار در این رسانه خاص و قدیمی باید جذاب بوده باشد...

رادیو فوق‎العاده است. دنیای رنگارنگی دارد. من سال‎هایی که در رادیو بودم بسیار بسیار لذت بردم. اوایل از حضور در داستان‎های هزار و یک شب شروع شد و بعد به اجرا و گویندگی رسید. باور کنید آن روزها احوال خوشی داشتم، اتفاقاً خانواده‎ام هم به شدت اهل رادیو هستند و در منزل یا ماشین همیشه رادیو گوش می‎کنند. من هم همینطور... همدم بسیاری از لحظه‎هایم رادیو است. اما  رادیو یک آسیب جدی برای بازیگر دارد و آن اینکه از یک جایی به بعد ناخواسته صدای بازیگر فرم می‎گیرد و در یک قالب قرار می‎گیرد. چون تنها عامل ارتباط با مخاطب همین صداست. راستش من ترسیدم ادامه دهم و کناره‎گیری کردم اما اعتراف می‎کنم تجربه عالی بود.

*مصاحبه‌کننده: غزل نهانی برای وبسایت آی‌فیلم (بهمن 1395)

نظر شما
ارسال نظر